تبليغاتX
احساسات یه دختر 16 ساله











احساسات یه دختر 16 ساله

ازت متنفرم...
 

 

 

       این قدر از این آدمای تک بعدی بدم میاد که نگو

+نوشته شده در پنجشنبه 21 اردیبهشت1391ساعت15:3توسط یه دختر |
آروم باش عزیزم
 

رفته بودم فروشگاه ..
يه پيرمرد با نوه اش اومده بود خريد، پسره همش گریه میکرد و غر میزد . پيرمرد مي گفت: آروم باش فرهاد، آروم باش عزيزم!
جلوي قفسه ي خوراكي ها، پسره خودشو زد زمين و داد و بيداد ..
پير مرده گفت: آروم فرهاد جان، ديگه چيزي نمونده خريد تموم بشه.
دَم صندوق پسره چرخ دستي رو كشيد چنتا از جنسا افتاد رو زمين، پيرمرده باز گفت: فرهاد آروم! تموم شد، ديگه داريم ميريم بيرون!
من دیگه از تعجب شاخ در اورده بودم
بيرون رفتم بهش گفتم آقا شما خيلي صبورید اين همه اذيتت كرد فقط بهش گفتي فرهاد آروم باش!
پيرمرده با اين قيافه :| منو نگاه كرد و گفت:
عزيزم، فرهاد اسم مَنه! اون پدر سگ اسمش سيامكه !!
 
 
پ.ن: ولی در هر صورت که خیلی خوب خودشو کنترل کرد
+نوشته شده در چهارشنبه 30 فروردین1391ساعت18:54توسط یه دختر |
گاهی اینطوری میشه گفت
 

بغض همیشه نشونه ی ضعف بغض کننده نیست

گاهی بیانگر شدت بی رحمی مخاطبشه .............

+نوشته شده در چهارشنبه 9 فروردین1391ساعت13:13توسط یه دختر |
نوروز مبارک
 

می خندد اولین شکوفه ی درخت سیب

به بهار

می گرید ابر

به گردش روزگار

و این است عهد و پیمان طبیعت

با بهار

 

شاعر: یه دختر

+نوشته شده در شنبه 27 اسفند1390ساعت19:56توسط یه دختر |
موفقیت بزرگ
 

وقتی یکی میاد و بهم بد و بیراه میگه

خوشحال میشم

چون تونستم حرصشو در بیارم...

+نوشته شده در جمعه 28 بهمن1390ساعت17:32توسط یه دختر |
تولد ,تولد ,تولدت مبارک
 

شنبه تولدم بود

خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی خوش گذشت

جای همه خالی

+نوشته شده در دوشنبه 10 بهمن1390ساعت20:17توسط یه دختر |
هنوزم که هنوزه !
 

 

 هنوزم باورم نمیشه که این عکس گلشیفته ی خودمونه

نمیدونم چرا این قدر برام دور از ذهنه!؟ نمیدونم که کار خوبیه یا بد؟! نمیدونم که چه عکس العملی باید

نشون داد؟!

+نوشته شده در جمعه 30 دی1390ساعت13:41توسط یه دختر |
خیلی وقته !!!
 

امروز داشتم فکر میکردم که خیلی وقته اونقدر خوشحال نشدم که از شدت خوشحالی گریه کنم یا مثلا جیغ بزنم ولی بچه ی دوساله ی همسایه هر روز که باباش از سر کار میاد از شدت خوشحالی جیغ میزنه

 

پ.ن: وقتی بچه بودم خیلی خوشحال تر بودم

پ .ن: نمیخوام ناشکری کنم ولی واقعا خیلی وقته که خوشحال نیستم

+نوشته شده در یکشنبه 18 دی1390ساعت19:12توسط یه دختر |
؟
 

شب می خوابیم صبح که بیدار میشیم میبینیم نصف هفته به علت آلودگی هوا تعطیله بعدش چون

درس هامون عقبه باید جمعه ها بریم مدرسه 

 

پ.ن: قدیما یه چیزی میدونستن که میگفتن " حسنی به مکتب نمیرفت وقتی میرفت جمعه

میرفت "

+نوشته شده در سه شنبه 29 آذر1390ساعت17:55توسط یه دختر |
بعضی از آدما اینجورین ...!!!
 

 

بعضیا هستن که با این که وبشون رو مدت هاست حذف کردن اما هنوزم دلم نمیاد از لیست

پیوند هام حذفشون کنم

 

پ.ن: دلم برای دوستای قدیمی تنگ شده

+نوشته شده در دوشنبه 14 آذر1390ساعت18:49توسط یه دختر |